X
تبلیغات
خاطرات به یاد ماندنی7/7/92

خاطرات به یاد ماندنی7/7/92

مدرسه ای مدرسه

  نیما کوچولو
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مهر 1392ساعت 14:3  توسط  trامیرحسین   | 

تقدیم به DR.N&H&A

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مهر 1392ساعت 13:27  توسط  trامیرحسین   | 

اشکان سالمی از بچه های گل کلاس چهرم تجربی جیرفت

 
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر 1392ساعت 11:29  توسط  trامیرحسین   | 

مثلا شما دانشجویید؟خاک .......








به حل معادلشم  دقت کنید:







منبع: وبلاگ دانشجویان دندان پزشکی اصفهان GetBC(183);




برچسب‌ها: التماس
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر 1392ساعت 10:49  توسط  trامیرحسین   | 

دست اورد

چهارتا از مهم ترین دست آوردهای دانشگاه:
- اس ام اس دادن بدون نگاه کردن به موبایل …
- خوابیدن در حالت نگاه کردن به کتاب …
- کار گروهی در هنگام امتحان …
- حرف زدن بدون تکون خوردن لب …



یه بار تو ورق امتحانم انقدر چت و پرت نوشتم به جرم توهین به شعور
استاد به کمیته انضباطی دانشگاه معرفی شدم


سه تا از بهترین خوابیدنهای دنیا:
۱٫خوابیدن رو پای مامان وقتی کلی خسته ای
۲٫خوابیدن رو شونه عشقت وقتی کلی تنهایی
۳٫خوابیدن با چشمای باز وقتی استاد داره درس میده !


بهانه جدید پسرا واسه مشروط شدن
مگه كلیپس دخترا میذاره ماتخته رو ببینیم !


رتبه کنکور پسر عموم رو واسش اس ام اس کردن
اومده میگه : نمیدونم کی واسم شارژ ایرانسل فرستاده !



ﺩﺑﺴﺘﺎﻥ : آﺥ ﺟﻮﻥ ﺧﺎﻧﻢ ﻣﻌﻠﻢ ﺍﺳﻤﻤﻮﻧﻮ ﻣﯽ ﺩﻭﻧﻪ
دبیرستان : ﯾﺎ ﺍﺑولفضل معلم ﺍﺳﻤﻤﻮ ﻣﯽ ﺩﻭﻧﻪ!!!
دانشگاه : یا خدااااا مشروط شدم استاد اسممو میدووونه !!! o-O



شما دانشجویین ؟ بعله !
درس هم میخونین ؟ نه دیگه تا اون حد !


ﺍﮔﻪ یه استاد ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻪ ﻫﻤﻪ ﺩﺭﺳﺎﺭﻭ ﺩﺭﺱ ﺑﻌﺪﻩ !
یه ﺩﺍﻧشجو ﭼﻄﻮﺭﯼ ﻣﯽﺗﻮﻧﻪ ﻫﻤﻪ ﺩﺭﺳﺎﺭﻭ ﯾﺎﺩ ﺑﮕﯿﺮﻩ !؟


+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر 1392ساعت 10:12  توسط  trامیرحسین   | 

دلم تنگه

دلم تنگه

برای دعا کردن واسه نیومدن معلم!

برای قرآن های اول صبح و خوندن سرود ایران اول هفته!

برای خط کشی کناردفتر مشق با خودکار مشکی و قرمز!

برای تخته پاک‌کن و گچ های رنگی کنار تخته!

برای ترس از سوال معلم!

برای لیوانای آبی که فلوت داشت!

برای روزنامه دیواری درست کردن!

دلم براي همه ي دلخوشيهاي کودکانه تنگ شده!


+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر 1392ساعت 10:11  توسط  trامیرحسین   | 

<به دلیل برخی مشکلاتی که دوستان درست کردن هر دو وبلاگ به زودی حذف میگردد>

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر 1392ساعت 9:51  توسط  trامیرحسین   | 

یادش بخیر روز اخر :همه بچه ها جمع شده بودیم دورهم عکس میگرفتیم   همه حلقه زدیم شعر عمو زنجیر بافا میخوندیم البته باکمی تغییر که محسن توش داده بود.منم فیلم میگرفتم. مجتبی عباسنزادا بچه ها انداختن تو هوا بعدش به کله افتاد رو زمین.می خواستن منم بندازن ولی.......نیما هم افتادوله شد....................................اگه یه روز سر مطبش رفتیم وتحویل نگرفت بهش میگم یادته انداختیم بالا بعدش نگرفتیمت  حالا دیگه تحویل نمیگیری 
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1392ساعت 16:5  توسط  trامیرحسین   | 

تکه کلام

تکه کلامای دبیران عزیز:

معلم ریاضی سال سوم:من دارم درس میدم من که ...... نیستم اون چراغ بدست تو تلویزیون نیستم الان شما گوش نمیدین یعنی چی ؟......یعنی منا.یادش بخیر روزا اخر برامون شعرم می خوند.نیما وبادی برگه هاشون گم شد به نیما۲۰داد به بادی۱۶من گفتم چرا به نیما۲۰ دادی میخواست بدرما دربیاره.یه بار حمزه توکلی را از کلاس بیرون کرد بعدش ازتوبنجره دید داره کنار میخوره .یه بار عظیمی امتحان ریاضی ۱۱گرفت دادش۱۹

 

معلم زیست سال دوم:معروف به شوشتک...تکه کلام:ابرامی چرا. اغا چی چرا؟.کتاباروببندین.اقاحجت بیاد.

معلم ریاضی:با صدای کلفت:بگیین دیه

معلم دینی:عالم برهوت الله اکبر گنو میشی

معلم زیست:دکتر نمی گه همه شون میگه بیسیاری.اغلب.حالاصوبت میکنیم

معلم زبان فارسی:بچا.من به بدراتونم درس دادم شما که عددی نیستین.مگه عروسی عمه تونه.سالمی بچل.اغا صحبت نباشه .اغا ما که حرف نزدیم .قصد داشتی صحبت کنی

معلم شیمی:اللووو سلللام چه  خبرسللامتی. واااکنش.ک ک فعال.ای میخین جای خوبی قبول بشین ای هم حالا بشینین بخونین.

معلم فیزیک :کککه.ببینین نیما نصف شماست. یادمه اولین باری تو مدرسه کت شلوار بوشیدم  اقای قلی زاده دو دستی زد توسرم.خیلی ناراحت شدم

معلم زمین:او خاک ورسرت مسلمی.مسلمی...کره .....سرت تو ......کلت تو .....سییلو بهترین ماشینه همه چیش خوبه.ایرانیا برایدا بزرگ میکنن میشه سمند سمندا کوچک میکنن میشه ۴۰۵.مگه بچه کتت خرابه.به مسلمی گفت بیابیا نمی کنمت.بیا کانیات بگیر ....بشم.با جلالی بگین ایطو می چقارونمت غیبت میکنی.شا..... ور جونت.حرفای ..... نزن بچه..... خراب میشه.بچه لندر

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1392ساعت 15:57  توسط  trامیرحسین   | 

بچه های نمونه

محمدرضاعصابر:معروف به عصابربربر!خیلی کلاس میزاره یکی نمی فهمید فکر می کرد از ناف تهران اومده.قدش یه کمی از بابا لنگ دراز کوتاه تر البته یه کمی نه زیاد .موهاش وز وزی بلوند.خوشگل.سعی می کرد تهرانی حرف بزنه ولی سوتی می داد.می گفت زیر بزشکی تهران نمیرم ولی رفت برستاری جیرفت.نوشابه زیاد میخوره

 

احمدی:ملقب به احمدی گنو منو.بین بایه ای بود یادمه سال سوم اولی اومده بود مدرسه ما امتحان ریاضی ۱۸گرفت ولی دو دستی زد توسرش به نظر شما ادم سالمیه؟الانم برستاری جیرفته.تیک عصبیم داره

 

محمدبلوچی:استاد مسخره کردن معلما زحمت زیاد کشید الانم منتظر جوابا دانشگاه بین الملله.باباش وکیله.خدارو شکر وضعشون خوبه.یه بار یه تو گوشی از معلم زمین خورد.

 

حامد امیری هنزاء:ملقب به نیم نیم مخش درست کار نمیکرد.از۲۴ساعت ۱۵ساعت شامیخوند.یه کم قوز بود کل ۴سال دبیرستان دو جمله بیشتر حرف نزد .می گفت من حداقلش زیستا۹۰ شیمیا۸۰ریاضیا۷۰میزنم یکی نیست بگه مگه تو مریم مجرد ثانی اوغاضی؟

 

علی اسفندیاری وروحی وجرجندی واکبری بیشتر گوش میدادن تا اینکه حرف بزنن

 

امیرحسین اقتداری:معروف به بادی دوست خودمه.هواش خیلی بالاست مونده بشت کنکور.تمام کتابای منم باتمام بر رویی برد.فوتبالش عالیه مخصوصا شوتش.دینیا۸۸زده.ادم خیلی باخداییه.تاحالا نماز قضانداشته

 

دانیال داداللهی:حرف کم میزد ولی حرفاش خنده دار بود.معلم ریاضی اسمشا گذاشته بود مشقی.یادمه یه بار سرکلاس زیست به مسخره گفت صوبت میکنیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1392ساعت 11:30  توسط  trامیرحسین   | 

این مطالب فقط برای دانش اموزان چهارم تجربی مدرسه

 نمونه شهید رجایی  طراحی شده وارزش دیگری ندارد

 

اشکان سالمی:ملقب به اشکان سیاه .ادمی به حساب خودش باکلاس.نمازخون.باادب.خوشگل وخوش تیب.کارای زنانه میکنه .توکیفش همه چیز زنانه گیر میاد که شامله کرم ضد افتاب.سفید کننده.نرم کننده.خوشبوکننده.بی هس کننده.تاخیری.بزرگ کننده.سرد کننده.ادکلن نایس.اکو.لاگوست.معلم زبان فارسی بهش میگه سالمی بچل.ریاضیش خوبه مخصوصا قضیه هزلولی را.نوشابه زیاد می خوره.شیک می بوشه.کمربند فرنگی می بوشه.قدش متوسطه.فوتبالش خوبه.با جنس مخالف هم دوست میشه هواستونا جمع کنیین.بذرش شهرداره.خیلی غرور داره

 

 

معراج افشار:معروف به رنجر شش تکه ارنولد تاحالا حرف راست نزده.اگه گفت ماستا سفیدن قبول نکنین.بلوف میزنه اونم رحدتیم ملی اسبانیا.می گفت برادرش با رینگ موتور شمشیر حضرت علی را درس کرده.می گفت تیر برق جلو خونمونا کندم.با بیکانبار۲۲۰تا در عرض۵ ثانیه تو خیابون ۱۰۰متری رفتم.خلاصه سرتونا درد نیارم دروغ مثل اب خوردن براش بود.کلاس نینجا هم میرفت از دیوارا ۱۰متری بالا می رفت .سوتی زیادمیدا :علت فقربامردم چه کرد .رزرو بلیط را گفت رضو بلیط .سرکلاس ادبیات گفت نی نی<نه نه>  استعاره از نینی <بچه>است .بچه ها بهش می گفتن موقشنگ.الان افسری میره خودش می گفت برجی یک ملیون الان میدنمون.

 

عارف مسلمی:معروف به کفتر.قد کوتاه بدتیب اما خوشگل.اگه نیم ساعت  حرف بزنه شاید به زور بتونی دوتا کلمه ازش بفهمی .معلم زمین اسمشا گذاشته بود خاک ورسرت .یه دفعه زمین ۲۵/۲گرفت.شیمیم۱۰۰زد.فوتبالش بد نبود.تقلب اصلا؟نمی کرد.برادرش هاتف ۷۲۰۰شد درسا رو متعادل زده بود الانم فیزیوترابی شیرازه.به قول معلم زمین شاشیید ور جونش.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1392ساعت 11:12  توسط  trامیرحسین   | 

به نظر شما میوفته رو زمین یا بچه ها میگیرنش؟

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1392ساعت 10:16  توسط  trامیرحسین   | 

معرفی / لطفا دوستان نظر بدید/

این قسمت :فقط برای دانش اموزان چهارم تجربی

مدرسه نمونه شهیدرجایی ساخته شده وهیچ ارزش دیگری ندارد

معرفی بچه های کلاس:

امین رضا سرحدی امجز:ادمی کم رو.باخداونماز خون.درسخون.بسیارتابسیارکم حرف.کاری به ورزش نداره.معمولا سرگرمی اون اس ام اس بازی با نیماو امیرحسینه.یه بار تو دروازه واستاده بود از رونیمه لایه خورد.خجالتی.خوش تیب.قدبلند رابطش با نیما خیلی خوبه یه جورایی دوست جون جونین ولی یه بار باهم قهر کردن البته بامنم یه بار قهر کرد ولی زیاد ادامه نداشت.رتبش خوب شد اما ترجیح داد بمونه بشت کنکور تا مثل برادرش دندون بزشک بشه.کمی تا قسمتی مغرور البته خیلی ناچیز.

 

حامدامیری:گل سرسبد کلاس..بر حرف.تقریبا همه بچه ها رومسخره میکنه مخصوصا  معراج شیش تکه را.الان دندون بزشک جامعه است . همراه ایلیا سعیدی کرمان درس میخونه .ضد حال زیاد میزنه ولی ما دگه عادت کردیم.داستان های باور نکردنی زیاد تعریف میکنه.برادرش علوم قضایی تهران قبول شد.وقدبلند

 

محسن اقتداری:ماشاا..روش زیاده.بی ادب.قد متوسط به بایین.سردار کوچه های خالی وبی فشنگ.درسش بدنیست.به حساب فرهنگیه<بس تکلیف بقیه که فرهنگی نیستن چیه>فوتبالش خیلی خوبه کریس رونالدو کلاسه.بسر خالش ارمان کله تلو دروازبان مس ته جدولیه.سوتی تا دلت بخواد میده:ورزشگاه عربستان چون در خارج از خانه قرار داشت گفت استقلال البیرون بازی داره..قالی بافا گفت گلباف.استقلالا گفت استکبار.سعید مجیدی..مجید سعیدی.سعید ضیا..علی ضیا.اث میلیان ...اث میلان...عبرستان..فندکا چندن...چندکا فندن.

 

نیماجلالی:.قد کوتاه و اما خوشگل وبلوند<بور>درس عالی .هوش واستعداد عالی انیشتن درمقابلش غلت کرد.خجالتی.بی عرضه.اراده در حد تیم ملی.مغروراونم خیییلی.شعور اجتماعی بایین.رانندگی هم بلده.خانواده کاملا فرهنگی.به حساب گرگ کلاس از نظر درسی.لب تاب .بازی رایانه ای خیلی دوست داره.کلا ادمه فنی هستش.ارتباط با بچه ها کم برقرار میکنه اما بچه ها زیاد بهش زنگ میزنن رابطش با حامد سرحدی صفوی خوبه.فوتبالش خوبه مخصوصا باسای تو عمقش.شطرنجش مثل باباش عالیه.یه بار سر کلاس هندسه داشت می خندید معلم هندسه گفت چرا می خندی شروع کرد به توگوشی زدنش خلاصه سیری از خجالتش در اومد

امیرحسین صفوی:.........................باید دیگران بگن خودم نمیتونم بگم .فقط می تونم بگم قدم۱۸۳ سانتی ..مایکل شماخر فرمول۱.جدیدا نماز خون.فرهنگی.یه کمی مغرور .درسم ضعیف.فوتبالم متوسط.عاشق ماشین سواری به خصوص با ال۹۰ و۱۱۱.رتبم بد شد.دوست خوبم...............

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1392ساعت 10:13  توسط  trامیرحسین   | 

قبول شده در رشته عمران دانشگاه تهران

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1392ساعت 8:50  توسط  trامیرحسین   | 

رتبه 32 ریاضی

با نخبگان (1)/گفتگو با پژمان افراشته رتبه 32 رشته ریاضی؛
نتیجه ام مقابل زحمات مادرم ناچیز بود/ رتبه ام را دیدم، فکر کردم یک صفر کم گذاشته اند
گفتگو با رتبه 32 رشته ریاضی
مهمترین عامل موفقیتم خداوند بود من تاثیر خدا را در زندگیم خیلی احساس کردم، بعد از کمک خداوند خانواده ام.مادر به من امید بسته بود که نتیجه خوبی بگیرم و من همه تلاشم را کردم که جواب زحماتش را بدهم، هرچند در مقابل زحماتش خیلی ناچیز بود.

امسال هم کنکوری های جیرفت مانند سالهای قبل در این رقابت علمی خوش درخشیدند. سلام جنوب گفتگویی با  آقای پژمان افراشته رتبه ۳۲ رشته ریاضی وفیزیک و بهترین رتبه ریاضی شهرستان انجام داده است:

  •  از خودتان شرایط خانوادگی و تحصیلی تان بفرمائید؟

من پژمان افراشته واصالتا دلفاردی هستم، یک خانواده پرجمعیت داریم ما سه خواهر و سه برادر هستیم که من فرزند چهارم خانواده هستم، پدرم معلم بودند که به رحمت خدا رفتند و مادرم خانه دار است.
دوران ابتدایی را در مدرسه فاطمیه شهرک شهید بهشتی گذراندم و راهنمایی به مدرسه نمونه دولتی علی ابن ابیطالب رفتم دبیرستان هم در مدرسه علامه حلی(تیزهوشان) درس خواندم.

  •  وقتی رتبه ات را گرفتی چه احساسی داشتی؟ انتظار رتبه ۳۲ را داشتی یا بهتر از این؟

صبح خیلی زود من خواب بودم که خانواده نتایج را از سایت گرفته بودند، وقتی بیدار شدم دیدم همه خوشحالند، رفتم داخل سایت سنجش درصد هایم را که دیدم خیلی ناراحت شدم، رتبه ام را دیدم جا خوردم و فکر کردم اشتباه شده و یک صفر کم گذاشته اند، ولی اشتباه نشده بود گویا سوالات کنکور سخت بودن و رتبه ام با همین درصد ها خوب شده بود.

  •   چه درصدهایی زده بودی؟

ادبیات۷۰%- عربی۵۳%- دین وزندگی ۸۹%- زبان۷۳%- ریاضی ۴۷%- فیزیک ۷۴%- شیمی۷۰%
از قبل انتظار چنین رتبه ای را داشتم ولی این درصدها اصلاً.

  •  وضعیت درسی تان در مدرسه چگونه بود؟

در مدرسه شاگرد اول نبودم ولی ازهمان اول جز تاپ های کلاس بودم، ابتدایی دانش آموز ممتازی بودم، دوران راهنمایی یک دانش آموز متوسط رو به بالا بودم و از سوم راهنمایی به بعد به طور جدی تصمیم گرفتم خودم را تغییر بدهم، تلاش زیادی کردم و کم کم تغییر بوجود آمد و شدم یکی از دانش آموزان ممتاز شهر، آزمون تیزهوشان شرکت کردم و قبول شدم و در مدرسه علامه حلی(تیزهوشان) با یک فضای جدید و دانش آموزان جدید که تصور عالی تری نسبت به مسائل داشتند آشنا شدم.

بخاطر علاقه زیادی که به ریاضی مخصوصاً فیزیک داشتم رشته ریاضی و فیزیک را انتخاب کردم. در همین جا لازم می دانم از آقای چلیپا،آقای قاسمی و آقای فاریابی تشکر ویژه ای داشته باشم، مخصوصاً آقای چلیپا سال سوم دبیرستان باعث شد من در درس فیزیک تغییر زیادی داشته باشم و فیزیک بشود همه زندگیم.

  •  مهمترین عامل موفقیتت؟

مهمترین عامل موفقیتم خداوند بود من تاثیر خدا را در زندگیم خیلی احساس کردم، قبل از کنکور همیشه فکر می کردم کنکور جوری باشد که آدم هر چقدر هم آماده باشد نتواند نتیجه دلخواهش را بگیرد، خداراشکر خودش کمک کرد و نتیجه خوبی گرفتم بعد از کمک خداوند خانواده ام، همه اعضای خانواده کمک کردند، من سعی می کردم زحمات مادرم را (باتوجه به اینکه مادرم بعد از فوت پدرم همه بار خانواده را بدوش می کشید) پاسخ بدهم. مادر به من امید بسته بود که نتیجه خوبی بگیرم و من همه تلاشم را کردم که جواب زحماتش را بدهم، هرچند در مقابل زحماتش خیلی ناچیز بود.

  •  نقش معلم ها چقدر بود؟

معلم ها همه خوب بودند اما بعضی از آنها چون یک فضای دوستانه تری با دانش آموزان دارند باعث می شود که بیاد ماندنی تر شوند وآدم تاثیرشان را بیشتر احساس کند، از معلم هایی که خیلی برایم ارزشمند بودند آقای چلیپا آقای دلفاردی و آقای صادقی این سه نفر واقعاً برایم بیادماندنی هستند. اینجا جا دارد از معلم اول ابتدایم خانم عبداللهی تشکر کنم.

  • کلاس خصوصی خاصی یا آزمون آزمایشی شرکت می کردی؟

من برای کنکور ازهیچ کلاس تقویتی یا خصوصی استفاده نکردم.
آزمون های آزمایشی خیلی برایم مهم نبود بیشتر برنامه ای که آزمون آزمایشی به من می داد و باعث درس خوندنم می شد برایم مهم بود. معلم ها به آدم یاد نمی دهند که چطور فکر کنند آدم باید فکرکردن را خودش یاد بگیرد و برای فکر کردن آدم باید با مسائل روبرو شود وقتی با مساله روبرو می شوی فکرت باز می شود.
کنکور آزمونی است که منبع مشخص دارد وخارج از آن منبع نمی توانند سوال طرح کنند من همیشه خودم را جای طراح سوال می گذاشتم و سوال طرح می کردم این کار مخصوصاً در دروس ریاضی وفیزیک خیلی کمکم کرد.

  • روزانه چند ساعت درس می خواندی برنامه تفریح و استراحت هم داشتی؟

خیلی ها فکر می کنند برای کنکور خوندن صرفاً زیاد درس خوندن است و هیچ جایی برای تفریح و سرگرمی وجود ندارد، خیلی وقتها کسانی که کمتر درس می خوانند نتیجه بهتری می گیرند.
تابستان که شروع کردم ۳ تا ۴ ساعت در روز مطالعه می کردم و از مهر به بعد روزانه ۴تا ۵ ساعت از عید به بعد روزی ۷ ساعت شد.

 من علاقه زیادی به قدم زدن دارم هفته ای سه یا چهار ساعت می رفتم پارک و قدم می زدم گاهی والیبال هم بازی می کردم.

  •  همه امکانات برای درس خواندن فراهم بود یا اینکه مشکلاتی هم وجود داشت؟

همانطورکه گفتم ما خانواده خیلی شلوغی داریم، مخصوصاً خواهرزاده ام همیشه خانه ما بودند و سروصدا خیلی زیاد بود، یک اتاق جدا برای درس خواندن داشتم و به شلوغی عادت کرده بودم، آدم ها باید با اون چیزهایی که دارند بسازند.

  • تصمیم داری در چه رشته ای ادامه بدهی؟

چون به فیزیک خیلی علاقه دارم و درس فیزیک هم بیشتر مربوط به رشته برق است دوست دارم رشته برق را انتخاب کنم، برق دانشگاه تهران برام قطعی است اما دانشگاه شریف هم احتمال قبول شدنم هست.

  • از مسئولان شهر کسی به شما تبریک گفته؟

خیر

  • کتاب غیر درسی هم مطالعه می کنی ؟ آخرین کتاب غیر درسی که مطالعه کردی چه بود؟

من علاقه زیادی به رمان دارم و می خونم، از آخرین رمان هایی که خوندم مدیر مدرسه و زن زیادی جلال آل احمد بود.

  • اگر خاطره تلخ یا شیرینی از دوران مدرسه داری برایمان تعریف کن؟

یک بار سر کلاس آقای مشایخی معلم ادبیاتمان، بلند خندیدم و ایشان من را از کلاس بیرون انداختند و باعث بحث کوچکی با ایشان شد، خاطره تلخی برایم بود، همین جا لازم می دانم از ایشان تشکر کنم چون درصد ادبیاتم در کنکور درصد خوبی بود.
روز آخر مدرسه با معلم هایمان رفتیم بیرون و از هم خداحافظی کردیم که هم تلخ بود و هم شیرین ولی شیرینی اش بیشتر برای من مانده.

  • نظرت راجع به وضعیت آموزشی جنوب کرمان؟

در جنوب دانش آموزان با استعدادی داریم اما از لحاظ امکانات واقعاً مشکلات جدی هست زیاد مشکل معلم نداریم بیشتر مشکل امکانات آموزشی است. در جیرفت اگر رسیدگی شود هر سال می توانیم دو یا سه رتبه تک رقمی داشته باشیم ولی متاسفانه برنامه ریزی کلی آموزش و پرورش طوری نیست که در راستای موفقیت دانش آموزان باشد حتی بعضاً برخلاف آن هست، دانش آموز نباید در تابستان رها شود باید احساس کند که دیده می شود و مسئولیتی روی دوشش هست وقتی که وارد مدرسه شد با توجه به برنامه بلند مدتی که برایش چیده شده جلو برود و به موفقیت برسد.

اگر برنامه درس خوندن دانش آموز برای کنکور با برنامه مدرسه یکی نباشد  کلاسهای مدرسه برای دانش آموزان بی اهمیت می شود باید جوری برنامه ریزی شود که برنامه کنکور و مدرسه یکی شود.

  • با دوستان و هم کلاسی هایت هم رقابت داشتی؟

امسال در جیرفت  سه رتبه زیر ۱۰۰ ریاضی داشتیم،آقای سعید بی باک رتبه ۵۲ آقای امیررضا محمدی بیدشکی رتبه ۶۲  و من، ‌با هم رقابت جدی داشتیم من اکثر اوقات نفر دوم بودم انشا الله هر سه نفرمان یکجا و در یک دانشگاه خوب درس خواهیم خواند.

  • سخن پایانی با مسئولین؟

از مسئولان تقاضا دارم به دانش آموزانی که می توانند اسم شهر را بالا ببرند بیشتر توجه کنند.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1392ساعت 8:48  توسط  trامیرحسین   | 

نیما

       نیما جلالی

 

+ نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1392ساعت 16:39  توسط  trامیرحسین   | 

مصاحبه با رتبه 80 تجربی نیماجلالی

هیچ وقت شاگرد اول نبودم/ همه نباید پزشک شوند
گفتگو با رتبه 80 رشته علوم تجربی
کنکور آخر دنیا نیست راه برای موفقیت زیاده بهرحال همه نباید پزشک شوند در همه رشته ها و موضوعات باید آدم داشته باشیم جامعه همه نوع نیازی دارد.

طبق وعده قبلی، با یکی دیگر از رتبه های برتر شهرستان به گفتگو نشستیم، آقای نیما جلالی رتبه برتر علوم تجربی.

  • از خودتان، شرایط خانوادگی و تحصیلی تان بفرمائید؟

اینجانب نیما جلالی هستم. دوران ابتدایی در مدرسه تربیت درس خواندم راهنمایی ودبیرستان نمونه دولتی بودم، تیزهوشان امتحان دادم اما قبول نشدم تاجایی که بخاطر دارم دوران راهنمایی وضعیت تحصیلی خوبی نداشتم. ما یک خواهر و برادریم مادرم کارمند دانشگاه باقرآباد است و پدرم مدیر مجتمع تفریحی است.

  • نتیجه را چطور گرفتی چه حسی داشتی؟

با توجه به اینکه شب قبل از آمدن نتایج بیدار بودم صبح هرچه مادرم گفت بیدار بمان نتایج را بگیر ولی من خوابیدم، ساعت ۷ صبح رتبه ام را گرفتم در زیرگروه یک ۶۳ شده بودم باورم نمی شد اصلاً فکرش را نمی کردم اینقدر خوب شوم در کل رتبه ام ۸۰ بود اما در زیر گروه یک ۶۳ شده بودم فکر می کردم حداقل از ۲۰۰ پایینتر نمی شوم

  • چه درصدهایی زده بودی؟

ادبیات ۵۴% – عربی ۶۹% – دین و زندگی ۶۸% – زبان۴۰% زمین ۰ – ریاضی ۶۳% – زیست ۸۵% – فیزیک ۶۸% – شیمی ۶۳%

  • عامل های موفقیت؟

همه رتبه های برتر اولین چیزی که می گویند خانواده است، ولی خانواده من واقعاً کمکم کردند، مخصوصاً پدرم سعی می کرد تمامی امکانات را برایم فراهم کند و همیشه تاکید داشت کتاب خاصی می خواهی تهیه کنم یا کلاس خاصی می خواهی ثبت نام کن، من هیچ وقت از کلاس خصوصی استفاده نکردم، مادرم هم از لحاظ عاطفی خیلی کمک کردند همه اعضای خانواده کمک کردند مخصوصاً دایی هایم از دایی رامین هم خیلی تشکر می کنم.

  • نقش مدرسه و معلم ها؟

معلم هایم نقش ویژه ای داشتند مخصوصاً آقای محمودی که در درس زیست کمک کردند. اوایل سال سوم درس زیست را منفی می زدم اما از وقتی که ایشان معلم ما شدند زیست را زیر ۸۰ نزدم، معلم ریاضی آقای صادقی خیلی کمک کردند معلم فیزیک آقای قلی زاده معلم خیلی خوبی بودند، کلاً مدرسه نمونه دولتی  مدرسه خوبی بود دانش آموزان خیلی باتربیتی داشت، مدیرمحترم مدرسه آقای محمدجواد سلیمانی واقعاً وظیفه شناس بودند، معاونت محترم آقای شهرام سلیمانی همیشه با من صحبت می کرند و به من روحیه می دادند.

  • میزان مطالعه استراحت وتفریح ات چگونه بود؟

من امسال از هرچه سرگرمی بود دل بریدم و هیچ وقت روزانه کمتر از ۱۰ ساعت درس نخواندم از مهر به بعد هفته ای ۶۰ ساعت کمتر درس نخواندم هفته آخر مطالعه ام روزانه به ۱۳ ساعت هم رسید، رشته تجربی با ریاضی خیلی فرق داره باید ساعت مطالعه بالایی داشته باشی تا موفق شوی روزهای آخر روزی ۴ یا ۵ ساعت می خوابیدم اینکه خیلی ها می گویند هوش واستعدادم باعث موفقیتم شد من می گویم تلاش وپشتکارم عامل موفقیتم بود.

  • در چه رشته ای می خواهی ادامه بدهی؟

من به دندانپزشکی علاقه دارم و همین رشته را هم انتخاب کردم، تهران پزشکی راحت قبول می شوم اما دندانپزشکی احتمالش کمتره برای همین دندانپزشکی شیراز ودیگر شهر ها را زدم، با دوستانی که سالهای گذشته رتبه خوبی آوردن مشورت کردم گفتند به شهر زیاد نمی خواهد فکر کنی به رشته و علاقه ات بیشتر توجه داشته باش.

  •  در مدرسه وضع درسی ات چطور بود؟

من در مدرسه هیچ وقت شاگرد اول نبودم ولی با نفر اول اختلافم خیلی کم بود من همیشه آزمون های سرنوشت ساز را خیلی خوب می شوم مثلاً امتحانات نهایی سال سوم و کنکور بهتر از همه امتحانات قبل شدم. در کنکورهای آزمایشی یک بار بشتر اول نشدم ولی همیشه جز ۵ نفر اول بودم، هیچ وقت رتبه ام به رتبه کنکور اصلی نرسید.

  • از مسئولان کسی به شما تبریک گفته؟

طبیعتاً نه

  • خاطرات تلخ یا شیرین دوران تحصیل؟

سال دوم دبیرستان زنگ هندسه سر کلاس آقای حسام عارفی که معلم خیلی خوبی هستند خندیدم و بدجور تنبیه شدم هیچ وقت یادم نمی رود.

روز آخر مدرسه بچه ها دسته جمعی یک نفر را می انداختند بالا و می گرفتند نوبت من که شد من را انداختند بالا و نگرفتند بدجور خوردم زمین، خداراشکر چمن بود و طوریم نشد.

  • نظرت راجع وضعیت آموزشی جیرفت ؟

طبق تحقیقاتی که انجام شده می گویند دانش آموزان کرمانی وسیستانی خیلی باهوش تر از سایر شهرها هستند ولی چون فرهنگ درس خوندن و امکانات لازم را ندارند همیشه نسبت به دانش آموزان دیگر شهرها موفقیت کمتری بدست می آورند.

  • نظرت راجع به معلم های جیرفت چیه؟

معلم های جیرفت در سطح خوبی هستند، معلم های دروس اختصاصی ما نسبت به دروس عمومی خیلی بهتر بودند.

  • کتاب غیر درسی هم مطالعه می کنی؟

بیشتر مجله کامپیوتر می خونم و علاقه زیادی به بازی های رایانه ای دارم، همیشه هفته ای یک بار جمعه ها بعد از آزمون که وقتم خالی می شد بازی می کردم.

  • توصیه به دانش آموزان جیرفتی ؟

دانش آموزان سال سوم امتحانات نهایی را خیلی جدی بگیرند دانش آموزان پیش دانشگاهی هم از همین الان شروع کنند، من سال سوم یک هفته بعد از آخرین امتحان نهایی شروع کردم. مخصوصاً دانش آموزان رشته تجربی چون رقابت سنگین تره از همین حالا باید شروع کنند.

  • آیا قبولی کنکور همه زندگیه؟

کنکور آخر دنیا نیست راه برای موفقیت زیاده بهرحال همه نباید پزشک شوند در همه رشته ها و موضوعات باید آدم داشته باشیم جامعه همه نوع نیازی دارد.ممنونیم اقای جلالی

+ نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1392ساعت 16:36  توسط  trامیرحسین   |